تبليغاتX
یادگار تلخ یک عشق - با تو از درد گفتن ...

با تو از درد سخن می گویم

با تو از شبزده ی خسته ی شبگرد سخن میگویم

با تو از درد سخن می گویم

با تو از ثانیه های ساکت و سرد سخن می گویم

با تو از درد سخن می گویم

با تو از یاور همدرد سخن می گویم

با تو از درد سخن می گویم

با تو از این تن خسته سخن می گویم

با تو از لبهای بسته سخن می گویم

با تو از عشق سخن می گویم

از طپش های دل سخت شکسته سخن می گویم

با تو از عمر هدر رفته سخن می گویم

از وجود سست یک سایه ی بی عار سخن می گویم

از همه خستگی و بستگی ام ٬ به تو دلبستگی ام

از همه خستگی ام با تو سخن می گویم

با تو از درد سخن می گویم

از من عاشق شبگرد سخن می گویم

با تو از .......

با تو

تو

تو

( س . غیاثی )

خیلی تنهام خیلی تنهام چه کنم ؟

ای خدا با کوه غمهام چه کنم ؟

 

+ نوشته شده توسط س غیاثی در یکشنبه هشتم بهمن 1385 و ساعت 1:15 بعد از ظهر |

قالب و كدهاي جاوا