تبليغاتX
یادگار تلخ یک عشق - شروع


یادگار تلخ یک عشق





















خواستم دوباره از اول شروع كنم براي اين شروع لازم بود كه خيلي چيزها رو دور بريزم ٬ خيلي چيزها رو كنار بزارم و نو بشم !!!

حس و حالي كه الان دارم مثل يك پوست اندازيه !!! از قالبي دراومدن و وارد دنياي جديدي شدن !!! ميخوام از اين به بعد زندگيم محكم باشم و استوار !!! جدي و كمي البته خشن !!! روزگار بارها و بارها به من ثابت كرد كه داشتن روحيه ي من ميتونه خردم كنه و از بين ببرتم ! اين جور بودن تنها براي وقتي است كه موعود بياد وقتي كه همه خوب باشن !!! خوب خواهم بود ولي يك خوب جدي !!

خدايا ... دوباره صبح از گوشه ي آسمون داشتي نگام ميكردي ٬ ميدونم كه وسعت غم دلم رو ديدي !!! ميدونم كه تنهاييمو ديدي !!! اينكه تو هميشه همه چي رو مي بيني برام خوشاينده !!! خدايا به اميد تو و فقط به خاطر تو ادامه ميدم همين و بس ... !!! تو برام از همه چيز عزيزتري !!! تنهام نزار

نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط س غیاثی| |


Design By : Night Skin