![]() |
![]() | |
|
خدایا سلام خوبم ٬ ولی اون حالش خوب نیست تمام بدنش ورم کرده وقتی من و می بینه میگه یه کم دیگه مونده که ورم بزنه به قلبم و خلاص ... نمی دونه که با این حرفش آتیش به قلبم میزنه !!! خدایا من دیگه بهت التماس نمی کنم که برای من نگهش داری من فقط ازت التماس میکنم که آزادش کنی ! مثل حر ... خدایا خودتو بهش نشون بده و بزار با آرامش به سمت تو بیاد ... دل نگرون روزای آینده ام خدایا تو یاری ام کن که تنها تو می تونی آرومم کنی ... + نوشته شده توسط س غیاثی در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 و ساعت
5:8 قبل از ظهر |
|
||
![]() |
![]() |






