تبليغاتX
یادگار تلخ یک عشق - گذشته ها

امروز یاد پارسال افتادم ٬ شاید همین موقع ها بود !!! چندشم شد ٬ دوسشون ندارم اون روزها رو ! یادش اذیتم میکنه ! خاطره اش از ذهنم محو نمیشه ٬ آزارم میده ! دوست ندارم اصلا بهش فکر کنم ! اصلا سال ۸۵ سال بدی بود ! ولی خوب تموم شد ... یه خواب من و به خودم آورد ! شاید خدا خواست نه حتما خدا خواست که به خودم بیام !!! حالا راحتم ... آزادم و رها ... مثل اینکه روی ابرها راه میرم ! من به شدت پشیمون شدم و مطمئنم که خدا با تمام رحمتش از من خواهد گذشت ! حالا جا داره که همینجا از خدای مهربونم تشکر کنم بابت تمام مهربونیاش و لطفهاش و بدون خدای عزیزم که هیچوقت الطافت رو فراموش نمی کنم ! یادم نمیره که چطور بدیهامو طاقت آوردی و به روی خودت نیاوردی !!! خدایا یادم نمیره که چطور تلنگر زدی تا بیدار شم و آگاه !!! ممنونم از تو ای سراسر لطف و مهربونی !!! سال ۸۶ رو در حالی شروع کردم که دچار تغییرات اساسی شده بودم !!! شايد اين تغييرات براي بعضي ها خوشايند نبود ولي حس قشنگي به من دست داد ! وقتي كه از چيزي كه دوست داشتي دست كشيدي براي اينكه به چيز بهتر و جاودانه تري برسي !!! هنوزم گاهي بهش سر مي زنم ولي ديگه حضورم قابل لمس نيست ! براي همين جاودانه است ... دیروز هوای پاییزی قشنگی بود ! باد تمام آلودگیها رو با خودش برده بود و من احساس خوبی داشتم ! دلم هوس موسیقی کرده بود ! یه سی دی خریدم یکی از آهنگهای این سی دی واقعا برام دلچسب و روح انگیز بود ! من و برد به سرزمین سبز رویاهام ! اونجایی که همیشه خوشم و سرحال ... حس قشنگی داشتم انگار که پرنده بودم ... میخواستم شعر بگم گفتم زمزمه کردم و قدم زدم ولی حالا یادم نیست که بنویسم !!! همون ترانه ای رو که گوش کردم می نویسم !!! تصمیم دارم از این به بعد یه جورایی دیگه بنویسم !!! از اتفاقها از روزمرگی ها و از همه چی ... واي خدايا چقدر اين آهنگ با دل من هماهنگه !!! اگه بشه حتما اين آهنگ رو ميزارم رو وبلاگم !!

سلام ای غروب غریبانه ی دل ٬ سلام ای طلوع سحرگاه رفتن

سلام ای غم لحظه های جدایی ٬  خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن ٬ خداحافظ اي قصه ي عاشقانه

خداحافظ ای آبی روشن عشق ٬ خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه ام ٬ خداحافظ ای داغ بر دل نشسته

تو تنها نمی مانی ای مانده بی من ٬ تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب ٬ تو را می سپارم به دامان دریا

اگر شب نشینم اگر شب شکسته ٬ تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد ٬ به دل می سپارم تو را تا نمیرد

اگر چشمه ی واژه از غم نخشکد ٬ اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من ٬ خداحافظ ای سایه سار همیشه

اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم ٬ خداحافظ ای نوبهار همیشه

( اهورا ايمان )

 

+ نوشته شده توسط س غیاثی در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 9:19 بعد از ظهر |

قالب و كدهاي جاوا