تبليغاتX
یادگار تلخ یک عشق - این شعر را برای گفتم ..... !

خداي مهربون من

خونه ات کجاست ؟ تو دل من یا دل هر عابر پیر ؟!

میون دستهای نجیب یا که تو قلب یک اسیر ؟!

خونه ات کجاست ؟ تو چشم من یا چشمای پاک بهار

یه بار بیا قدم بزار تو کوچه های انتظار

ميون باغچه هاي ياس يا قطره هاي شبنمي ؟

تو عمق درياي شمال يا باروناي نم نمي !؟

تو قلب جنگل هاي سبز ميون دشت زندگي

كجايي تو خداي من ميشه يه بار بهم بگي ؟؟

میگن همیشه ٬ همه جا عطر وجودت جاریه !

نگاه به عمرم ميكنم ٬ بدون دركت خاليه !!!

گرمي پاك نفسات رو گونه هاي سردمه

واي اگه ناراحت بشي ٬ اين انتهاي دردمه !

لمس وجودت رو ميشه كنار سجاده ها ديد

ميشه صداي پاكتو با خوندن قرآن شنيد

وقتي كه دستات مال ماست انگاري دنيا مال ماست

انگاري آسمون و دشت ٬ زمين و دريا مال ماست

خداي مهربون من ٬ دوستت دارم يه جوري خاص !

مثل ترنم بهار ٬ مثل شميم گل ياس !

( س . غياثي )

+ نوشته شده توسط س غیاثی در شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386 و ساعت 12:5 بعد از ظهر |

قالب و كدهاي جاوا