تبليغاتX
یادگار تلخ یک عشق - سال جديد حال جديد !

سلام

سلامی چو بوی خوش آشنایی

اول از همه سال نو را به تمام عزیزانم تبریک میگم ! راستش نمی دونستم که چی برای سال جدید بنویسم شعر جدید هم نگفتم که براتون بزارم آخه من وقتی که غمگینم شعر میگم ولی از اول سال تا حالا شکر خدا شاد بودم و مهربان !

راستش امسال سر سفره ی هفت سین که نه قبل از اینکه بخوابم از خدا خواستم که کمک کنه تا بتونم مهربون باشم و به همه مهربونی کنم اونم با هیچ چشمداشت ! البته حال اونایی که اذیتم کنن را با مهربونی خواهم گرفت ولی واقعا از خدا خواستم که کمکم کنه ! و همسر عزیزم هم قول داده که با من مهربانتر از قبل باشه و من هم قول دادم که هر چقدر به من گیر بده من بهش مهربونی کنم و باهاش مهربون باشم و از خدا خواستم که کمکم کنه تا با پسرم مهربون باشم و وقتی شیطونی میکنه و میزنه جاجواهری هدیه پدرش رو خرد میکنه بجای عصبانیت و تنبیه فقط بگم فدای سرت شد مامانی !

و از خدا خواستم که به من قدرت بده تا با همه مهربون باشم و از هیچکس نرنجم و البته سعی کنم که کسی را نرنجونم حتی اون نازک نارنجی ها رو ( ب ب ) !!!!

و از خدا خواستم که کمک کنه تا امسال بیشتر از سالهایی که گذشت بهش نزدیک بشم و کمی به اعتقاداتم پای بندتر از قبل باشم !

و از خدا خواستم که کمک کنه تا همیشه وجودش را کنارم حس کنم و این حس من را وادار کنه که زندگی را قشنگ ببینم و با تمام سختی ها کنار بیام !

خدایا میدونم که تو کمکم میکنی و میدونم که فقط تویی که میتونی کمکم کنی پس ازت میخوام که کمک کنی کم نیارم و در برابر ناملایمات فقط لبخند بزنم هرچند تلخ !

خدایا نعمت سلامتی را از ما نگیر و کاری کن که قدر نعمتهای قشنگت را بدونیم !

خدایا میدونی این تحولاتی که سعی دارم در خودم ایجادشون کنم مسببش فقط و فقط اون خوابی بود که دیدم !

هر چند خواب بدی بود ولی باعث شد که تصمیم بگیرم قدر لحظه لحظه های زندگیم و با هم بودنا را بدونم و سعی کنم از این مسائل حاشیه ای دوری کنم !

خدایا دوستای مهربونم را برام نگه دار !

خدایا کاری کن که کاری نکنم که دلی ازم برنجه !

خدایا حالا که من اونو دارم با تمام بدیهاش میسازم و فقط میخوام که دوستش داشته باشم و فقط میخوام که بهش عشق بورزم نمی خوام که از دست بدمش خدایا برام نگهش دار و سعی کن کاری کنی که اونم عاشقانه به زندگی نگاه کنه و سعی کنه که خودشو بسازه و کامل بشه !

خدایا امسال بعد از دو سال پدرم اومد بازدید عید خونمون میدونی که خیلی خوشحال شدم میدونی که انگار دنیا را بهم دادن یاد اس ام اس دوست خوبم می افتم گفت نمی دونم چرا پدرم سر سفره ی هفت سین همش توی ذهنم بود ٬ خدا جونم ما که لایق نبودیم ولی ممنون از اینکه دعای دیگران در حق پدرم را مستجاب کردی و بعد از دوسال اون تونست راه بره و بیاد به خونه ی من خونه ای که میدونم با قدم پدرم برکت به اون اومده و به قول بابایی سالی که نکوست از بهارش پیداست !

یکی از دوستام گفت اومدن پدرت را به فال نیک بگیر و بدون که اینی که اومد پدرت نبود خیر و برکت بود که پا گذاشت توی خونه ات !

خدایا بابت این هدیه ی قشنگ نوروزی که بهم دادی ازت ممنون !

آهای مردم دنیا قدر روزای خوش را بدونین و سعی کنید زیاد به غمها توجه نکنید که پر رو بشن و ما رو ول نکنن !

ما باید دست در دست هم غم و غصه را از پای در بیاریم !

فقط باید غرور رو فراموش کنی و خودتو بسپاری به دست خدا !

خدایا دوستت دارم !

خدايا ميخوام پرواز كنم به آسمان انسانيت كمكم كن !

من و تو ما بوديم اگه با هم بوديم
بوديم اما انگار يه كدوم كم بوديم
دلامون دريا بود اگه عاشق بوديم
بوديم اما شايد كمي فارغ بوديم
دستامون از هم دور دلا آيا نزديك ؟
پرسه ميزد قلبم تو شباي تاريك
انگاري گه گاهي غافل از هم بوديم
خسته و آزرده ، زاده ي غم بوديم
ساده بوديم ساده ، از نفس افتاده
عاشق يكرنگي عاشق و دلداده
من همونم اي دوست اونكه باور كردي
اونكه دلتنگيشو حفظ و از بر كردي
من هنوزم هستم مهربان چون باران
مي سپارم دل را دست گرم ياران
يار من ياري كن ، خسته ام كاري كن !
گر نخواهي شادم ، چه غم آزاري كن !
( س . غياثي )

+ نوشته شده توسط س غیاثی در سه شنبه چهاردهم فروردین 1386 و ساعت 4:44 بعد از ظهر |

قالب و كدهاي جاوا