![]() |
![]() | |
|
تقدیم به ......
قطره های غم می ریزی رو دل بیکس و تنهام مثل طوفانی و قلبم قایقی اسیر دریا ضربه هات شدید و سخته خیلی بیرحمی تو زیبا دل من مثل یه شیشه اس چشم تو یه کوه سنگی عمریه با بیوفائی شب و روز باهام می جنگی مثل ضربه های داسی به تن نازک گندم همه میگن مهربونی نمی دونن آخه مردم ناشکیبا . بی تحمل . پر فریاد و غروری مثل کوچه های قهری بی صفا و بی عبوری خیلی سخته بی تو بودن . با تو بودنم محاله یه خواب راحت و آروم . توی آغوش خیاله ! نمی بخشم تو رو هرگز . حتی روزی که بمیرم ! زندگی چه فایده داره . زنده ام . اما اسیرم ! با نظرات خود مرا راهنمایی کنید . متشکرم . + نوشته شده توسط س غیاثی در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385 و ساعت
5:46 قبل از ظهر |
|
||
![]() |
![]() |





