یادگار تلخ یک عشق
تنهاتر از همیشه باز به سویت آمدم ! تمام نیروی خود را بکار گرفتم تا بتوانم لبخندی از رضایت بر لبانت بنشانم ! تو خندیدی ولی او نه ... همه زندگیم را باختن فقط برای تو تنها کاریست که می توان انجام داد !!! از من صبر و اشک ... از تو ... تو وقتی اشکهایم را می بینی چه میکنی ... نگاهت را حس میکنم ولی نمی بینم ... لبخندت ٬ خشمت و ... همه و همه را حس می کنم ولی نمی بینم !!!! چه کنم که تنها خستگی هایم را برایت به ارمغان می آورم ... چه کنم ؟؟؟ خستگی هایم را با یاد تو از تن به در میکنم ٬ در کنار نجوای عاشقانه ات با من ! دلشکستگی هایم را نیز ... تو می شنوی ٬ لبخند میزنی ٬ نگاهم میکنی و من غرق در نگاه دریاوارت به اوج خوشبختی میرسم ! دوستت دارم ای همیشه مهربان ! دارم از تو می نویسم از دو تا دستای گرمت ! از صداقت کلامت ٬ گونه های سرخ زشرمت ! دارم از تو می نویسم میون یک شب برفی یه روزی میای سراغم میدونم نداری حرفی !!! دارم از تو می نویسم از صلابت نگاهت از شکوه غصه ی تو از تو و تلخی آهت !! یه سوال دارم تو ذهنم ٬ اجازه میدی بپرسم چرا گاهی از طلوع یه غم کهنه می ترسم ؟؟؟ نکنه یخ کنه قلبت ٬ نکنه تنها بمونم نزاری با بغضی سنگین خاطراتمو بخونم رنگ زرد خستگی ها ٬ رنگ غمگین جدایی رنگ خاکستری درد ٬ رنگ قهر و بی وفایی این روزا دلم بهاره ٬ سبز رنگ و بی قراره چشمای همیشه ابریم از سر شادی میباره !!! این روزا دلم سفیده ٬ رنگ آبی امیده برمیگرده روزای سرخ ٬ دل داره گواهی میده !!! ( س غیاثی ) از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره این دنیا بانک پر از نیاز مرا بشنو آه ٬ ای خدای قادر بی همتا !!! باید بروم نباید توقف کنم ! ستاره ها منتظرند تا حضور دوباره ام را ببینند ... باید بروم کاری کنم ! آنها تنها مانده اند ... باید کاری کرد ... این مکث طولانی سودی نخواهد داشت ! باید بروم و بگشایم چشمانی را به واقعیت نور ! به باور و آگاهی ! باید رفت ٬ کاری کرد ٬ سکون و سکوت من تسلیم در برابر هیچ است ! باید کاری کرد ... !!!
| Design By : Night Skin |


