یادگار تلخ یک عشق
تا برگردی من اینجا ایستاده ام کنار دلتنگی و اشک ... کنار حضور حس نشدنی ات !!! من اینجا ایستاده ام ... همچو کودکی در انتظار بادبادکش که به هوا رفت !!! همچو سایه ای که در تاریکی شب گم شد !!! من اینجا ایستاده ام تا برگردی من اینجا ایستاده ام ... من اینجا کنار شاخه های منتظر بهار در انتظار آمدنت ایستاده ام !!! ببین باد و هوا ٬ سکوت و اشک ٬ غم و خدااااااااا همه شاهدان منند !! من به انتظار تو ایستاده ام ! ای بی خبر از اندوه انتظارم !!! تقدیم به دوست منتظرم !!! مریم لحظه های دردناک و سختی بود ٬ وقتی که برای اولین بار صداتو شنیدم یه حس قشنگی تو وجودم ریشه زد ٬ فهمیدم که دیگه وابسته شدم ! وابسته به بودنت !!! فقط یک لحظه گذرا دیدمت و بعد رفتی ٬ لحظه به لحظه درد بیشتر میشد و من بی تاب و ناتوان !!! ولی یه شوق عجیبی داشتم ٬ گفتم پس کی میاد ٬ همه می خندیدند !!! وقتی که برای اولین بار در آغوشت گرفتم داغ شدم ٬ احساس قشنگی بود !!! لذت بخش ترین لحظه های زندگیم !!! حالا که ۳ سال گذشته وجودم بیشتر از پیش وابسته به حضورته ! دلم میخواد الان بدونم حست رو وقتی که داری اینا رو میخونی ! اون وقتی که من پیر شدم و تو یه جوون سرحال و شاداب ! یادت باشه مامان همه ی زندگیش تو وجود تو خلاصه شده ! تازه میفهمم که مامانا چه حسی به بچه هاشون دارن ! شکوفه ی زندگیم تولدت مبارک !!! مثل زورقي پير ٬ از نفس زدن ميان پنجه هاي رود !!! خسته ام مثل پيچكي زرد ، از تنيدن و رسيدن به اوج !!! خسته ام مثل عابري كور ، از عبور بي هدف ميان كوچه ها !!! خسته ام از سكوت و از هياهو از دروغ و راست از سياهي و فروغ خسته ام از تو اما نه اي هميشه در دلم هميشگي !!! از تو نه اي عزيز خاطرات دور !!! اي هميشه ماندني ، شنيدني ، خواندني ... !!! خاطرت هست ؟! خاطرم پر از ياد توست !!! ياد كن مرا به وقت صبح ، ميان سجاده اي به رنگ عشق ، ياد كن مرا ، ياد كن مرا !!!
| Design By : Night Skin |


