تبليغاتX
یادگار تلخ یک عشق


یادگار تلخ یک عشق





















دوباره یه یلدای دیگه ! شب بلند تنهایی برای اونایی که تنهان و ... دلم میگیره ٬ برای کسی که امشب تنهاست و من نمی تونم براش کاری بکنم !!!

کاش کنار هم بودن هامون تبدیل به عادت نشه !!! کاش شور عشق همیشه جاری باشه تو شبهای سرد زمستونی !

کاش گرمای دستهامون کرختی بی تفاوتی رو از بین ببره !

 

نوشته شده در شنبه سی ام آذر 1387ساعت 3:20 بعد از ظهر توسط س غیاثی| |

اي مرغ آفتاب!

با خود مرا ببر به دياري كه همچو باد،

آزاد و شاد پاي به هرجا توان نهاد،

گنجشك پر شكسته ي باغ محبتم

تا كي در اين بيابان سر زير پر نهم؟

با خود مرا ببر به چمنزارهاي دور

شايد به يك درخت رسم نغمه سر دهم.

من بي قرار و تشنه ي پروازم

تا خود كجا رسم به هر آوازم...

 

******************************

بعضي آدمها خيلي بدن ! بد بودن انگاري بهترين افتخار زندگيشونه ! فقط يك سوال هميشه تو ذهنم هست اونم اينكه يك درصد فقط يك درصد احتمال نميدن كه يه روزي بايد بديهاشونو تاوان بدن !

چه خوابي ديدم ديشب ! مادر چقدر عصباني بودي از دستشون ! نميدونم چي بايد گفت ولي اي كاش امتحانهاي خدا اينقدر سخت نبود ...

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 8:4 بعد از ظهر توسط س غیاثی| |

آه ٬ اگر راهی به دریاییم بود

از فرو رفتن چه پرواییم بود

گر به مردابی زجریان ماند آب

از سکون خویش نقصان یابد آب

جانش اقلیم تباهی ها شود

ژرفنایش گور ماهی ها شود

کاشکی زودتر تکلیف این بلاتکلیفی ها معلوم میشد ! خیلی دلم میخواست بدونم آینده چطوریه ! ولی یه چیزایی ٬ یه کسانی ٬ یه حرفهایی مسیر آینده رو گاهی عوض میکنند !

دوست داشتم ٬ دوست دارم ! زندگی زیباست ... ! بخند ...

من دارم هر آنچه را که لایق آنم !!!

نوشته شده در دوشنبه چهارم آذر 1387ساعت 8:6 بعد از ظهر توسط س غیاثی| |


Design By : Night Skin