تبليغاتX
یادگار تلخ یک عشق


یادگار تلخ یک عشق





















آن قدر دل اتم پر بود ٬

که با شکافتنش دنیایی لرزید !!!

دل من نیز پر بود وقتی شکست ٬

ولی سکوتی کرد ...

که به دنیایی می ارزید !!!

شیرینی لحظه های با هم بودن دوباره تکرار میشود ٬ من پاس میدارم این لحظات را ! تو چی ؟؟؟ تو نیز پاس میداری ؟؟؟ پاس بدار که دیگر هرگز تکرار نخواهند شد !!!

نوشته شده در یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 7:10 بعد از ظهر توسط س غیاثی| |

چه زیباست تنهایی نمناک من اکنون !

هاله ای عشق به دورم پیچید ٬ لمس کردن تپش قلب تو را !

چه تکرار قشنگیست نگاهت

آن لحظه که خیره به من می نگری !

تو چه سبزی و من اکنون شادم ٬ سبزی ات شادی من !

ای همیشه شاداب

تا ابد در دل من می مانی !!!

نوشته شده در دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 9:54 بعد از ظهر توسط س غیاثی| |

... و فراموش مکن

پشت تنهایی نمناک و غریبانه ی من

دل تو را می خواند و تو را می خواهد !

و تو پاسخ دادی ٬ تمنای دلم را با عشق

و تو دستانم را در سکوتت خواندی و غم بیکسی ام را با سلامت راندی !

و به جا آوردی رسم نوازش را

در نگاهت دیدم جرعه ی خواهش را

و تمامی وجودم در توست

فرصتی باید داد

به پر و بال دل هر دوی ما !

و فراموش مکن بغض بارانی چشمانم را

که به راهت نگران ست هنوز ... !

(س . غیاثی )

نوشته شده در پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 10:56 بعد از ظهر توسط س غیاثی| |


Design By : Night Skin