یادگار تلخ یک عشق
آن قدر دل اتم پر بود ٬ که با شکافتنش دنیایی لرزید !!! دل من نیز پر بود وقتی شکست ٬ ولی سکوتی کرد ... که به دنیایی می ارزید !!! شیرینی لحظه های با هم بودن دوباره تکرار میشود ٬ من پاس میدارم این لحظات را ! تو چی ؟؟؟ تو نیز پاس میداری ؟؟؟ پاس بدار که دیگر هرگز تکرار نخواهند شد !!! چه زیباست تنهایی نمناک من اکنون ! هاله ای عشق به دورم پیچید ٬ لمس کردن تپش قلب تو را ! چه تکرار قشنگیست نگاهت آن لحظه که خیره به من می نگری ! تو چه سبزی و من اکنون شادم ٬ سبزی ات شادی من ! ای همیشه شاداب تا ابد در دل من می مانی !!! ... و فراموش مکن پشت تنهایی نمناک و غریبانه ی من دل تو را می خواند و تو را می خواهد ! و تو پاسخ دادی ٬ تمنای دلم را با عشق و تو دستانم را در سکوتت خواندی و غم بیکسی ام را با سلامت راندی ! و به جا آوردی رسم نوازش را در نگاهت دیدم جرعه ی خواهش را و تمامی وجودم در توست فرصتی باید داد به پر و بال دل هر دوی ما ! و فراموش مکن بغض بارانی چشمانم را که به راهت نگران ست هنوز ... ! (س . غیاثی )
| Design By : Night Skin |


