یادگار تلخ یک عشق
مرا ببین کز کرده در گوشه ی تنهایی خویش چه غمگنانه به آینده می نگرم ! ببین مرا ! که چگونه تنها و بی رمق طی میکنم و نمی رسم ! به سویت می شتابم شتابان ولی هرگز نمی رسم ! چگونه این فاصله ی کوتاه چند متری اینقدر طولانی است ! نگاهم کن ٬ خستگی های روزمرگی را در چهره ام بخوان ! خسته ام !!! چرا نمی بینی که نیازم دمی آسودن در محیطی گرم و امن است ! از كنارم ميگذري مثل هزاران عابري كه روزانه در كوي و برزن از كنارم سرد و بي تفاوت مي گذرند ! عبور ميكني و مرا نمي بيني ! مرا ببين ... ببين كه چه تنهايم در ميان لحظه هاي زندگي ! ببين كه دستان سردم به دنبال دستان گرم تو ميگردد و نمي جويدت ! مرا ببين كه چگونه گام برميدارم و اميد به همراهي تو ! اميدواريهايم را مگذار زمهرير نديدنت به كوه يخي ياس تبديل كند ! مرا ببين ، من در همين نزديكيهام در كنار تو و كنار لحظه هاي زندگي تو ، ببين مرا ! برای من فرزانگی نکن خوب میدانی دیوانگی های تو عاشق ترم میکند !!!!!!!!!!!!!!!!
| Design By : Night Skin |


