یادگار تلخ یک عشق
درود ٬ خدایا درود ! خدایا یه سوالایی تو ذهنم هست نمی دونم ازت بپرسم یا نه ؟ خدایا میشه بگی منظورت از خلقت این دنیا و آدماش چی بود ؟ اشرف مخلوقات ! خدایا گاهی این اشرفها یه کارایی میکنن آدم مات و مبهوت میمونه ! آخه خدایا ببخشیدا نمی خوام بی حرمتی کنم خدای ناکرده یا ناشکری یه جورایی فقط دارم ازت میپرسم چرا اینقدر به آدمها اختیار عمل دادی !؟ نمیدونم شاید خواستی روز قیامت دیگه بهونه ای نداشته باشیم برای توجیه کارامون ! خدایا من دیگه تو رویاهای عاشقانه ام سیر نمی کنم ! نگاهم به دنیا و آدماش عوض شده ! دیگه دلم از اینکه چرا اون دو نفری که همدیگه رو دوست داشتن بهم نرسیدن نمی گیره ! دیگه دلم از خوندن قصه ی شیرین و فرهاد ٬ لیلی و مجنون نمیگیره ! خدایا دیگه فیلمهای سینمایی که آخرش تلخه و ناکامی اشکمو درنمیاره ! دیروز سر چهارراه پشت چراغ قرمز اون آقا پیره که کلاه پوسیده ای سرش بود یادته ! دلم براش سوخت ! آخه هی به راننده ها التماس میکرد ازش کبریت بخرن ! خدایا یاد داستان دخترک کبریت فروش رسیدم ! با این تفاوت که اون خیلی بچه بود و این یکی خیلی پیر ! خیلی ... دلم گرفت وقتی که میخواستم ازش کبریت بخرم چراغ سبز شد و راننده ی عجول ... خدایا ... اون شب که بابا رو برده بودیم بیمارستان یادته ! اون بچه ی معصوم کوچولو یادته ! خدایا چرا نذاشتی زنده بمونه ! چقدر سخته ... یه تب و بعد همه چی تموم ! اون فقط سه سال داشت ! یادته خدایا تا شب امیرحسین رو از بغلم جدا نکردم ! می ترسیدم ! خدایا تو گوشه کنارای این دنیایی که آفریدی آنقدر غصه وجود داره که ما ازش غافلیم ! آنقدر امیرعلی وجود داره که هیچکسی به فکرشون نیست ! آنقدر پیرمرد کبریت فروش و پسرک گل فروش وجود داره ! آنقدر آدمهای غمگین وجود داره که هیچکسی ازشون یاد نمیکنه ! خدایا من که دستم کوتاهه ! من که کاری ازم برنمیاد ! ولی میخوام یه قولی بهت بدم ! خدایا دیگه به از مشکلات زندگیم نمی رنجم ! خدایا دیگه بی تاب دیدن کسی نمیشم ! خدایا دیگه فقط تمام درددلهامو به تو میگم ! دیگه ناشکری نمی کنم ! خدایا کمک کن ! بزار حفظ کنم این بار ملکوتی که بهم هدیه دادی رو ! خدایا من و به حال خودم رها نکن ! می ترسم ... نمی خوام برای بدست آوردن دل کسی تصمیم رو بشکنم ! خدایا کمکم کن ! دستامو بگیر مثل همیشه که گرفتی ولی اینبار دیگه واقعا خلوص نیت دارم ! خدایا بگیر دستامو و هیچوقت رها نکن ! خدایا اونی که نردبان این فیض معنوی شد را به تو میسپارم ! تو این دنیا که دیگه نمی تونم کاری براش بکنم ولی اگه روز قیامت ازم دلخور بود حاضرم نیکی هامو بهش بدم که ازم راضی بشه ! خدایا دریاب مرا ! فراموشم نکن یارب که محتاج نگاهم من ! سرا پا محنت و دردم تنی غرق گناهم من ! فراموشم نکن یارب که من زخمی دنیایم پریشانم شکسته دل اسیری خسته تنهایم منم آن بنده ی تنها که محتاج همه چیزم درون خلوتم با تو همیشه اشک می ریزم خداوندا رهایم کن از این زندان و تنهایی ببر با خود بسوی عشق به آن دنیای رویایی مرا با خود ببر آنجا که دل تنها تو را خواهد لبان خسته از آواز فقط نام تو را خواند تو ای درد مرا درمان همیشه در دلم مهمان بده با دست پر شورت دل آشفته را سامان (س . غیاثی) صبحست ساقیا قدحی پر شراب کن دور فلک درنگ ندارد ٬ شتاب کن زان پیش تر که عالم فانی شود خراب ما را ز جام باده گلگون خراب کن به به ! چه فال خوبی خدایا ! ممنون ! دیگه بهاره دیگه از خزون و زمستان خبری نیست ! همه جا سبزه همه جا رو بوی گل فراگرفته ! درخت ها با اون برگای ریز و سبز خوشرنگشون عجب طراوتی به روح آدم میدن ! مخصوصا اگر که بهار انگیزه شده باشه برای خانه تکانی و شستشوی روح اونم با باران عشق به خدا ! خدایا حالا که بهت نزدیک شدم می بینم که اصلا هیچی ناراحتم نمیکنه ! انگار نه انگار که اینهمه مشکل توی زندگیم هست ! اصلا برام دیگه فرقی نمیکنه ! یعنی اینکه وقتی تو هستی انگاری یه پناه امن دارم که هیچوقت تنهام نمیزاره ! من و ببخش خدایا اگه به دستای دیگه ای غیر از دستای تو روآورده بودم ! من و ببخش خدایا اگه کسی دیگر رو برای تکیه دادن انتخاب کرده بودم ! خدایا ازت ممنونم که من و با سوداگر آشنا کردی وقتی که برام سوداگری رو معنی کرد وقتی که به معنای نوشته اش فکر کردم اونوقت بود که تصمیم گرفتم بهارم را متفاوت تر از همیشه کنم ! خودت خوب میدونی که همیشه احساس تنهایی و غربت میکردم ! همیشه در بین جمع خودمو تنها احساس میکردم ! همیشه حس میکردم هیچکس نیست که بخواد صمیمانه از اندرون من خسته دل باخبر بشه ! و هیچکس نیست که بخواد برام مرهم باشه ! خیلی ناگهانی و عجیب با اون آشنا شدم ! فکر میکردم که اون میتونه برام دوا باشه ولی دلتنگیهام با اون هم رفع نشد ! گاهی دلتنگ تر هم میشدم ! احساس گناه داشت خفه ام میکرد خدایا من دلم نمیخواست و نمی خواد که بجای بهشت توی جهنم زندگی کنم ! این بود که تصمیم گرفتم با تمامی محبتی که به او داشتم یه جورایی براش معمولی بشم ! مثل بقیه ی دوستاش ولی انگاری اون از این تحول ناگهانی زیادی خوشحال نشد ! یا که نه شاید من دارم اشتباه میکنم اون خوشحال شد ولی انگاری نخواست قبول کنه ! در هر صورت من دیگه تصمیم خودمو گرفته بودم و باید یه کمی ازش دوری میکردم ! حالا که خدایا تو رو دارم انگاری اصلا غم ندارم ! خودمم گاهی تعجب میکردم من اصلا ظرفیت تحمل دوری و ... را نداشتم ولی انگاری قلبم فقط و فقط اسیر خودته ! خوب دلمو بردی خدای مهربونم ! گاهی وقتا از خودم بدم میومد آنقدر از گناهان ریز و درشتم غافل شده بودم که انگاری اصلا گناه نکرده ام ! خدایا من میخوام دوری کنم از هر چیزی که من و به شیطان نزدیک کنه ! من و به گناه نزدیک کنه ! ( تو رو خدا کسی از این جمله سوء تعبیر نکنه ) خدایا من میخوام دوری کنم از گفتارها و رفتارهایی که من و از تو دور و به شیطان نزدیک میکنه و گاه باعث میشه آنقدر سقوط کنم که فرقی بین من و لشگر شیطان نباشه ! خدایا من میخوام دوری کنم از چیزایی که من و اذیت کنه و نزاره که پر بگیرم به سمت تو ! و حالا تو ای همیشه در یادم ماندگار من از تو دوری نکردم من از نفس عماره ی خودم دوری کردم ! من از تو که سخنان و کلامت مخملینت برام آرامش به ارمغان میاورد دوری نکردم من از خودم دوری کردم خودی که داشت به بیراهه میرفت ! نباید از من دلگیر باشی باید سعی کنی مثل من بشی از خودی دوری کنی که تو رو به سمت گناه سوق میده ! من را ببخش ای سرچشمه ی ایثار ! من میخواستم برایت بمانم ولی انگار تو مرا اینگونه پذیرا نیستی ! خدایا یه جوری عشقت را به وجودت مهربونش ببخش که دیگه اصلا دنبال کسب آرامش از این و اون نباشه ! خدایا یه جوری بهش بفهمون که میتونه من و داشته باشه ولی اونجوری که تو دوست داری ! من دیگه نه لیلی ام و نه شیرین ! من منم ! خدایا نور عشقت را به تمام دلهایی که یه جورایی ازت غافل شدن ببخش ! الهی آمین ! وای خدایا چقدر صداش به من آرامش داد ! چقدر قشنگه این جوونه ی عشق ! خیلی ساده و پاک خیلی آروم و آهسته با دستای نامرئیت تو وجودم اون شعله ی سرکشی را که داشت خاموش میشد دوباره شعله ور کردی ! ازت ممنونم ! همیشه و همه جا پا به پای من اومدی و سعی کردی آرامش را حتی اون موقعی که خیلی غمگین و رنجور بودم بهم هدیه بدی ! تو خیلی مهربون و بزرگی ! حالا احساس میکنم که با تولد طبیعت من هم دوباره متولد شدم و از اینکه زندگی دوباره ای به وجود خسته ام بخشیدی سپاسگزارم ! حالا دیگه روح تشنه ام سیراب شده و آروم ! با اینکه اتفاق خاصی دور و برم نیفتاده ولی یه انقلابی تو وجودم به پا شده که با پیروزی شیرینی همراه بوده ! با اینکه میدونم آدم خوبی به درگاهت نبودم ولی آنقدر امید به چشمای مهربونت دارم که میدونم اگه من بگم و التماست کنم تو خیلی ساده از هر چه کردم خواهی گذشت ! خدایا تو فقط من و بپذیر من خودم بلدم که چطوری اون دل مهربونت را بدست بیارم ! خدا جونم اونقدر دوستت دام که احساس میکنم عشق گمشده ی من تو بودی و حالا پیدات کردم ! اون روزایی که ازت دور بودم خیلی سخت بود الکی دنبال گمشده ای بودم که حتی نمی دونستم چیه و کیه وقتی که پیدات کردم فهمیدم اونی که میخواستم تو بودی نه هیچ کس و هیچ چیز دیگه ! خدایا من و بپذیر ! خدایا چقدر قشنگه وقتی سحر صدام میزنی و بهم لبخند میزنی ! خدایا دوستت دارم ! هرگز فراموشت نمیکنم ! سلام
سلامی چو بوی خوش آشنایی اول از همه سال نو را به تمام عزیزانم تبریک میگم ! راستش نمی دونستم که چی برای سال جدید بنویسم شعر جدید هم نگفتم که براتون بزارم آخه من وقتی که غمگینم شعر میگم ولی از اول سال تا حالا شکر خدا شاد بودم و مهربان ! راستش امسال سر سفره ی هفت سین که نه قبل از اینکه بخوابم از خدا خواستم که کمک کنه تا بتونم مهربون باشم و به همه مهربونی کنم اونم با هیچ چشمداشت ! البته حال اونایی که اذیتم کنن را با مهربونی خواهم گرفت ولی واقعا از خدا خواستم که کمکم کنه ! و همسر عزیزم هم قول داده که با من مهربانتر از قبل باشه و من هم قول دادم که هر چقدر به من گیر بده من بهش مهربونی کنم و باهاش مهربون باشم و از خدا خواستم که کمکم کنه تا با پسرم مهربون باشم و وقتی شیطونی میکنه و میزنه جاجواهری هدیه پدرش رو خرد میکنه بجای عصبانیت و تنبیه فقط بگم فدای سرت شد مامانی ! و از خدا خواستم که به من قدرت بده تا با همه مهربون باشم و از هیچکس نرنجم و البته سعی کنم که کسی را نرنجونم حتی اون نازک نارنجی ها رو ( ب ب ) !!!! و از خدا خواستم که کمک کنه تا امسال بیشتر از سالهایی که گذشت بهش نزدیک بشم و کمی به اعتقاداتم پای بندتر از قبل باشم ! و از خدا خواستم که کمک کنه تا همیشه وجودش را کنارم حس کنم و این حس من را وادار کنه که زندگی را قشنگ ببینم و با تمام سختی ها کنار بیام ! خدایا میدونم که تو کمکم میکنی و میدونم که فقط تویی که میتونی کمکم کنی پس ازت میخوام که کمک کنی کم نیارم و در برابر ناملایمات فقط لبخند بزنم هرچند تلخ ! خدایا نعمت سلامتی را از ما نگیر و کاری کن که قدر نعمتهای قشنگت را بدونیم ! خدایا میدونی این تحولاتی که سعی دارم در خودم ایجادشون کنم مسببش فقط و فقط اون خوابی بود که دیدم ! هر چند خواب بدی بود ولی باعث شد که تصمیم بگیرم قدر لحظه لحظه های زندگیم و با هم بودنا را بدونم و سعی کنم از این مسائل حاشیه ای دوری کنم ! خدایا دوستای مهربونم را برام نگه دار ! خدایا کاری کن که کاری نکنم که دلی ازم برنجه ! خدایا حالا که من اونو دارم با تمام بدیهاش میسازم و فقط میخوام که دوستش داشته باشم و فقط میخوام که بهش عشق بورزم نمی خوام که از دست بدمش خدایا برام نگهش دار و سعی کن کاری کنی که اونم عاشقانه به زندگی نگاه کنه و سعی کنه که خودشو بسازه و کامل بشه ! خدایا امسال بعد از دو سال پدرم اومد بازدید عید خونمون میدونی که خیلی خوشحال شدم میدونی که انگار دنیا را بهم دادن یاد اس ام اس دوست خوبم می افتم گفت نمی دونم چرا پدرم سر سفره ی هفت سین همش توی ذهنم بود ٬ خدا جونم ما که لایق نبودیم ولی ممنون از اینکه دعای دیگران در حق پدرم را مستجاب کردی و بعد از دوسال اون تونست راه بره و بیاد به خونه ی من خونه ای که میدونم با قدم پدرم برکت به اون اومده و به قول بابایی سالی که نکوست از بهارش پیداست ! یکی از دوستام گفت اومدن پدرت را به فال نیک بگیر و بدون که اینی که اومد پدرت نبود خیر و برکت بود که پا گذاشت توی خونه ات ! خدایا بابت این هدیه ی قشنگ نوروزی که بهم دادی ازت ممنون ! آهای مردم دنیا قدر روزای خوش را بدونین و سعی کنید زیاد به غمها توجه نکنید که پر رو بشن و ما رو ول نکنن ! ما باید دست در دست هم غم و غصه را از پای در بیاریم ! فقط باید غرور رو فراموش کنی و خودتو بسپاری به دست خدا ! خدایا دوستت دارم ! من و تو ما بوديم اگه با هم بوديم
![]()
![]()










بوديم اما انگار يه كدوم كم بوديم
دلامون دريا بود اگه عاشق بوديم
بوديم اما شايد كمي فارغ بوديم
دستامون از هم دور دلا آيا نزديك ؟
پرسه ميزد قلبم تو شباي تاريك
انگاري گه گاهي غافل از هم بوديم
خسته و آزرده ، زاده ي غم بوديم
ساده بوديم ساده ، از نفس افتاده
عاشق يكرنگي عاشق و دلداده
من همونم اي دوست اونكه باور كردي
اونكه دلتنگيشو حفظ و از بر كردي
من هنوزم هستم مهربان چون باران
مي سپارم دل را دست گرم ياران
يار من ياري كن ، خسته ام كاري كن !
گر نخواهي شادم ، چه غم آزاري كن !
( س . غياثي )
| Design By : Night Skin |


